وب سایت های ایرانی


فقهای اهل‌سنت و مالکیت معنوی

مدرسه اسلامی هنر
1 سال پیش

فقهای اهل‌سنت و مالکیت معنوی محمدصادق ابراهیمی   لید: در سده‌های سوم، چهارم و پنجم هجری، ورّاقی یکی از مشاغل رایج بوده است؛ به‌گونه‌ای که مؤلف نوشته‌هایش را به ناشر می‌فروخته است. اگر کسی کتابی را جعل یا تحریف می‌کرد، همگان او را مورد موعظه قرار داده و از هر گونه تحریف و دخل‌وتصرف برحذر می‌داشتند، چنان‌که مسعودی، مورخ معروف سدۀ سوم و چهارم در کتاب خویش نوشته است: «هرکس حرفی از کتابم را تحریف کند یا بخشی از آن را بردارد یا نکته‌ای روشن و معلوم را تباه سازد، یا شرح‌حال کسی را عوض و یا دگرگون سازد، یا از خود بنویسد و یا اثرم را به غیر نسبت داده و یا دیگری را در نوشتن آن شریک جلوه دهد، خداوند او را به غضب خود گرفتار کند.» اشاره: مالکیت معنوی به معنای حمایت از حقی است که هر فرد خلاق، هنرمند، طرّاح و نویسنده نسبت به آثار خود پیدا می‌کند و در ظاهر جنبه مادی ندارد. این بحث هرچند دارای ریشه‌های تاریخی در جهان اسلام است ولیکن به شکل امروزی در فقه اسلامی از قبل مطرح نبوده است. دهه‌های گذشته در برخی کتب فقهی اهل‌سنت به این مبحث پرداخته شده است. نوشته پیش‌رو سعی می‌کند گزارش اجمالی از دیدگاه‌های فقهای اهل‌سنت در مورد این مسئله  را ارائه نماید.   مقدمه مالکیت معنوی و فکری در جهان کنونی، یکی از مهم‌ترین مباحث حوزۀ حق بر مالکیت است که با پیشرفت علم و تکنولوژی به شکل بسیار گسترده مطرح شده است. تحول زندگی بشر امروزی، تخصصی شدن مشاغل اجتماعی و علوم، پیچیدگی روابط اقتصادی و پیشرفت‌های شگفت‌انگیز ارتباطات و فن آوری باعث شده مالکیت معنوی یا فکری، ارزش اقتصادی پیدا کند؛ زیرا صاحبان آثار همچون نویسندگان و مخترعان و… فرصت آن را ندارند که برای امرار معاش به کارهای اقتصادی  بپردازند، ازاین‌رو باید افزون بر اغراض معنوی و اخلاقی، سود مادی و اقتصادی آنها نیز در نظر گرفته شود. براین‌اساس، مالکیت معنوی به معنای حمایت از حقی است که هر فرد خلاق، هنرمند، طرّاح و نویسنده نسبت به آثار خود پیدا می‌کند و در ظاهر جنبه مادی ندارد. در اسناد حقوقی بین‌الملل، از این حق تحت عنوان «حق کپی‌رایت» یاد می‌شود (محمدیان، 1394: 2) و نظام‌های حقوقی جهان مدرن این حق را به رسمیت شناخته‌اند. در تاریخ اسلام نیز حقوق مؤلف، از همان آغاز وجود داشته است؛ منتها نه به آن معنا که شامل حقوق اقتصادی به شکل امروزی آن باشد. در سده‌های سوم، چهارم و پنجم هجری، ورّاقی یکی از مشاغل رایج بوده است؛ به‌گونه‌ای که مؤلف نوشته‌هایش را به ناشر می‌فروخته است. اگر کسی کتابی را جعل یا تحریف می‌کرد، همگان او را مورد موعظه قرار داده و از هر گونه تحریف و دخل‌وتصرف برحذر می‌داشتند، چنان‌که مسعودی، مورخ معروف سدۀ سوم و چهارم در کتاب خویش نوشته است: «هرکس حرفی از کتابم را تحریف کند یا بخشی از آن را بردارد یا نکته‌ای روشن و معلوم را تباه سازد، یا شرح‌حال کسی را عوض و یا دگرگون سازد، یا از خود بنویسد و یا اثرم را به غیر نسبت داده و یا دیگری را در نوشتن آن شریک جلوه دهد، خداوند او را به غضب خود گرفتار کند.»  (مسعودی، ١٣٨۵: ٢٧). احترام به حفظ حقوق مؤلف هرچند می‌تواند به‌عنوان ریشة تاریخی بحث مالکیت معنوی در جهان اسلام مطرح گردد لیکن منشأ بحث مالکیت معنوی به دوره مدرن و اقتصاد بازاری باز می‌گردد؛ به همین دلیل در فقه اسلامی تا این اواخر، بحثی در باب مالکیت معنوی مطرح نبوده است. این اواخر در برخی کتب فقهی اهل‌سنت به این مبحث پرداخته شده است. نوشته پیش‌رو سعی می‌کند گزارش اجمالی از دیدگاه‌های فقهای اهل‌سنت در مورد این مسئله را ارائه نماید. چیستی مالکیت معنوی پیش از آنکه به دیدگاه فقهای اهل‌سنت در خصوص مالکیت معنوی بپردازیم لازم است ابتدا نظری اجمالی به چیستی مالکیت معنوی بیندازیم تا به لحاظ مفهومی روشن شود که مالکیت معنوی به چه معنا است و مراد ما از آن چیست؟ سپس هنگامی که مسئله از نظر مفهومی روشن شد؛ به بیان دیدگاه‌های فقیهان اهل‌سنت می‌پردازیم. بدین منظور، ابتدا مفهوم مالکیت را تعریف و سپس مالکیت معنوی را توضیح خواهیم داد. تعریف مالکیت مالکیت در لغت به معنای مالی است که در اختیار انسان قرار دارد. مال نیز عبارت است از چیزی که ارزش اقتصادی داشته و قابل تقویم به پول باشد و ارزش مبادله را داشته باشد (معین، 1390: ج3، ص3708). در اصطلاح علم حقوق، مالکیت عبارت است از حقّ دائمی که به موجب آن، شخص می‌تواند در حدود قوانین، تصرف در مالی را به خود اختصاص دهد و از تمام منافع آن استفاده کند (کاتوزیان، 1378: ص106). در اصطلاح فقه اما، هر سلطه‌ی مشروع که مبتنی بر یک اعتبار عقلایی باشد را ملک نامند؛ چنان‌که مرحوم امام خمینی نوشته است: «مالکیت، یک امر اعتباری و عقلایی است؛ یعنی عقلاً بین چیزی که در دست کسی قرار دارد و متعلق به اوست و خود آن شخص، عُلقه و پیوندی اعتبار می‌کنند که به وسیله آن عُلقه، شخص می‌تواند بر آن چیز تسلط داشته و در آن تصرف مالکانه نماید (امام خمینی، 1379: ج2، ص128). تعریف مالکیت معنوی مالکیت معنوی، به حقوق ناشی از آفرینش‌ها و خلاقیت‌های فکری در زمینه‌های علمی، صنعتی، ادبی و هنری اطلاق می‌شود (میرحسینی، 1358: 9). اموال به دو دسته مادی و معنوی دسته بندی شده است؛ اموال مادی، وجود عینی دارند اما اموال غیرمادی وجود عینی ندارند، مانند حق اختراع و ابتکار و… (امامی، 1378: 19). مالکیت معنوی اقسام مختلفی دارد؛ اما به طور اجمال می‌توان گفت: مالکیت معنوی، مجموعه‌ای از امتیازها و مصونیت‌ها و توانایی‌هایی است که یک پدیدآورنده آثار فکری در نسبت با یک امر غیرمادی دارد. مالکیت فکری در جهان امروز، بخش مهمی از اموال را تشکیل می‌دهد و از جهات مختلفی حائز اهمیت است. به لحاظ اجتماعی، مالکیت فکری در توسعه دانش و تأمین رفاه تعیین کننده است؛ و به لحاظ اقتصادی، بخش مهمی از منابع مالی را شکل می‌دهد. پذیرش نظام مالکیت فکری، در جهت منافع پدیدآورنده است؛ زیرا وی می‌تواند از منافع اقتصادی تولید خود بهره کامل ببرد. این نظام همچنین متناسب با خواست و نیاز مصرف‌کننده نیز هست؛ زیرا تولیدکنندگان و کنشگران محیط علمی، برای کسب سود، خواست مصرف‌کننده را مورد توجه