عضو هیئتعلمی جامعه المصطفی، در گفتگوی اختصاصی با فقه هنر: برای فهم حکم فقهی رقص، نیاز به فقاهت توصیفی داریم لید: امروزه یکی از ابزارهای جهانیسازی، رقص است؛ یعنی سازمان ملل رسماً کمیتهای را برای انستیتوی آیتیآی معرفی کرده که مؤسسه بینالمللی تئاتر است و برای این مؤسسه یک کمیته معرفی کرده به نام کمیته رقص و کشور ما هم از دهه شصت تا جایی که در اخبار منعکس شده بود، با این مؤسسه بینالمللی تئاتر که وابسته به سازمان ملل متحد است ارتباط دارد و روزی را بهعنوان روز جهانی رقص بهعنوان زبان و فرهنگ مشترک انسانها معرفی کردهاند. از این شعار معلوم میشود که رقص از ابزار جهانیسازی است. اشاره: حجتالاسلاموالمسلمین محمد عشایری منفرد، نزدیک به یک دهه است که به مباحث فقه هنر بهصورت جدی میپردازد. ارائه مقاله در همایشهای سوم و چهارم فقه هنر در کنار ارائه در نشستهای علمی فقه هنر، وی را یکی از علاقهمندان جدی فقه هنر قرار داده است. با او پیرامون حکم فقهی رقص بهعنوان یک هنر و ورزش گفتگو کردیم. او معتقد است برای فهم حکم فقهی رقص، باید ابتدا ادلهای که برای حرمت آن بیان شده است را با مطالعه توصیفی، فهم کنیم. به باور این استاد حوزه، هیچ روایت جدی در میان تراث حدیثی شیعه و سنّی پیرامون رقص به چشم نمیخورد. مشروح گفتگوی اختصاصی فقه هنر با این عضو هیئتعلمی جامعه المصطفی قم، از نگاه شما میگذرد: فقه هنر: تعریف دقیق «رقص و حرکات موزون» چیست؟ عشایری: در مباحث فقهی وقتی به دنبال تعریف لغوی میرویم که آن کلمه با همان حالتش، متعلق حکمی قرار گرفته باشد و در ادله نقلی به کار رفته باشد؛ ولی وقتی با یک پدیدهای مواجه هستیم که به صورت مستقیم در ادله نقلی مورد استفاده قرار نگرفته و متعلق احکام شرعی واقع نشده، چندان نیازی به بررسی لغوی آن نیست؛ لذا کلماتی مانند «سحر» و «بیع» که در ادله به کار رفته است، در فقه تعریف میشود؛ ولی کلمهای مثل معاطات که در ادله نقلی به کار نرفته است، تعریفی در مورد آنها ارائه نمیشود و درست هم همین هست؛ لذا ما به معنایی که در فقه مثلاً تعریف غنا و لهو و سحر نیاز داریم، به تعریف رقص نیازی نداریم مگر اینکه کسی معتقد باشد کلمه «زفن» که در روایت به کار رفته، به معنای رقص است که در این صورت باید خود زفن را تعریف کند؛ اما بااینحال میخواهم در مورد پدیدهای به نام رقص دو نکته را عرض کنم: یک نکته این است که ماهیت رقص، امر معلومی است و امور معلومه خیلی نیازی به تعریف ندارند. رقص در ماهیت خودش، استفاده از اندامهای بدن انسان بهصورت منظم است که غالباً یا دائماً، با موسیقی همراه است و این هارمونی را یک موسیقی املاء میکند و اندامهای بدن با نظم آن هارمونی، هارمونی را به نگارش درمیآورند و بر اساس همین حالت، یک جاذبه و زیبایی دارد. حتی برخی، این حرکت بدن بر اساس یک موسیقی را نوعی رفتار غریزی میدانند که البته غریزی بودنش به معنای حلال بودنش نیست؛ زیرا هر امر غریزی حلال نیست. اینها نکاتی است که در مورد رقص میتوان مطرح کرد. در تعریف رقص در لسان دانشمندان غربی، یک نوع از خود بیخودشدگی وجود دارد. کسانی که سعی کردهاند رقص را تعریف کنند، «از خود فارغ شدن» را بهعنوان قیدی برای رقص ذکر کردهاند؛ اما کارکرد رقص، مهمتر از ماهیت رقص است. در کارکرد رقص، شادیآفرینی، ایجاد و ابراز شادی را گفتهاند؛ اما مهمتر از این، زیباییآفرینی را گفتهاند. رقص هم ابراز یک زیبایی است که انسان در موسیقی میشنود و هم ایجاد یک زیبایی است. بههرحال این جاذبههای بصری و زیباییها را رقص ایجاد میکند اما مهمتر از همه این موارد، این است که رقص امروزه توسط زبانشناسها و فرهنگشناسها و مردمشناسها و در رشتههای مختلف موردمطالعه قرار میگیرد و یک مقدار بُعد دلالی جدی دارد. رقص هم هویتبخش و هم هویت نما است؛ یعنی میتواند هویت را انسجام دهد، یک قوم و قبیله و ملت و اهالی یک تمدن را نشان بدهد و همچنین میتواند در جایی که هویت انسجام دهنده، ضعیف هست و حتی در اطرافیان یک قوم، انسجام ضعیفی هست، انسجام را ایجاد کند. لذا کارکرد مهم رقص، انسجام دهی و هویتبخشی و هویتنمایی است. رقص را رسماً در مطالعات فرهنگی، زبان یک تمدن و دارای مدلول میدانند. اصلاً زبانشناسها در اصطلاحی به نام متن فرهنگی که به کار میبرند، منظورشان متن به معنای عبارت نیست؛ بلکه مراد از متن فرهنگی هر پدیدهای است که بتواند دال بر فرهنگ باشد، حتی گنبد مسجد شیخ لطفالله اصفهان را بهعنوان یک متن فرهنگی مورد تفسیر و تحلیل قرار میدهند. رقص هم بهعنوان یک متن فرهنگی که زبان تمدنی دارد و میتواند حرفهایی را بزند و مطالب و معارفی را در تمدن بفهماند که آن معارف حتی بهوسیله واژگان و موسیقی قابل تبیین نیست، موردمطالعه قرار میگیرد. رقص میتواند اوصاف حماسی یک فرهنگ را تبیین کند و وجوه شادی یک فرهنگ یا معبود و پرستیدنیها و مقدسات یک فرهنگ را نشان بدهد. اینها اموری است در که در رقص موردمطالعه قرار میگیرد. این بحث بسیار بحث مهمی است؛ چون امروزه یکی از ابزارهای جهانیسازی، رقص است؛ یعنی سازمان ملل رسماً کمیتهای را برای انستیتوی آیتیآی معرفی کرده که مؤسسه بینالمللی تئاتر است و برای این مؤسسه یک کمیته معرفی کرده به نام کمیته رقص و کشور ما هم از دهه شصت تا جایی که در اخبار منعکس شده بود، با این مؤسسه بینالمللی تئاتر که وابسته به سازمان ملل متحد است ارتباط دارد و روزی را بهعنوان روز جهانی رقص بهعنوان زبان و فرهنگ مشترک انسانها معرفی کردهاند. از این شعار معلوم میشود که رقص از ابزار جهانیسازی است. در واقع سازمان ملل بهعنوان یک مرکز جهانی که به نزدیک کردن فرهنگها بر حول محور صلح (به ادعای خودش) میاندیشد، بر روی رقص بهعنوان یک پدیده، سرمایهگذاری کرده است و از همه کشورهای عضو میخواهد که کمیته بینالمللی تئاتر خودش را معرفی کند و در کشور ما هم گاهی همکاری شده و البته عنوانش تئاتر بوده است. البته این کمیته وقتی معرفی میشود، نحوه همکاری آن با بخشهای دیگر آن مؤسسه که یکی از آنها کمیته رقص هست را باید اعلام