وب سایت های ایرانی


«حق بر شهرت»، از تجلیات «حق بر خویشتن» است

مدرسه اسلامی هنر
8 ماه پیش

در کرسی علمی‌ترویجی «حق بر شهرت؛ حقوق و الزامات متقابل سینماگران و حاکمیت دینی» مطرح شد: «حق بر شهرت»، از تجلیات «حق بر خویشتن» است/ شهرت، مالیّت دارد/ الزاماتی از طرف حاکمیت بر سینماگران قابل تحمیل است لید: اصل دعوا این است که هنرمندان می‌گویند: «ای دولتی که با رأی مردم بر سر کار آمده‌ای و درصدی از رأی مردم را داری! شما می‌آیید وزارت ارشادی را منصوب می‌کنید که معلوم نیست درصدی از رأی مردم را داشته باشد. بعد، کسانی را بر عرصه هنر حاکم می‌کنید که به وادی هنر مربوط نیستند». هنرمندان می‌گویند: «ما نمایندگان هنر و مردم هستیم. اگر بحث «نمایندگی مردم» باشد، ما نمایندگی می‌کنیم، نه شما که در وزارت ارشاد و مثلاً در بخش ممیزی‌ها نشسته‌اید.». اشاره: مدرسه فقه هنر با همکاری پژوهشگاه مطالعات فقه معاصر، کرسی علمی‌ترویجی «حق بر شهرت؛ حقوق و الزامات متقابل سینماگران و حاکمیت دینی» را در روز ۲۸/۱/۱۴۰۱ برگزار کرد. ارائه‌کننده این نشست، حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر سید محسن قائمی (دکترای حقوق عمومی)؛ ناقدان، حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر سید سجاد ایزدهی (استاد تمام گروه سیاست و رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی) و حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر محمدعلی حیدری (عضو هیئت‌علمی حوزه علمیه مشکات) و دبیر جلسه نیز حجت‌الاسلام نواب حضرتی، معاون پژوهشی مدرسه فقه هنر بودند. گزارشی تفصیلی این نشست، در پی می‌آید: پس از توضیحات ابتدایی دبیر جلسه، ارائه‌کننده نشست به ارائه مباحث خود پرداخت و گفت: دغدغه و مسئله و سؤال اصلی این مقاله این است که سینماگران و حاکمیت دینی در نسبت و تعامل با یکدیگر خصوصاً در حوزه شهرت سینماگران چه حقوق و الزاماتی را دارند؟ پیش‌فرض‌های مقاله ۱. تحلیل فردی و اَتُمیک «حقِ بر شهرت» اگر ما یک نگاه فردی به «حق بر شهرت» داشته باشیم، متوجه می‌شویم که این حق از تجلیات «حق بر خویشتن» است. ما «حق بر شهرت» را می‌توانیم این‌طور بفهمیم که حقی است که اقتضای این را دارد که سینماگر از نشانه‌های هویتی خودش از جمله صدا و تصویر خود آن گونه که می‌خواهد، استفاده و بهره‌برداری کند. ماهیت و ذات این حق از سَمتی می‌تواند در قالب «حق ادعا» و «حق آزادی» مطرح بشود، خصوصاً اگر ما بر تجرد «حق بر شهرت» از سهم حاکمیت و سهم مردم تأکید ویژه‌ای کنیم؛ اما اگر سهمی را برای مردم و حاکمیت قائل بشویم، «حق بر شهرت» می‌تواند در قالب «حق مصونیت» مطرح بشود؛ یعنی حقی که الزاماتی را که بر عهده حاکمیت دینی هست را مطرح می‌کند و سینماگر می‌تواند این حق را مطالبه کند. ۲. شهرت، مالیّت دارد مبانی فقهی فقها در تعریف مال و مالیت در «شهرت» قابل تطبیق است. بنا و اعتبار عقلای عالَم هم شاید بشود گفت بر این مطلب صحه می‌گذارد. شرکت‌های تجاری خصوصاً در روزگار معاصر، تمایل جدی دارند که در تبلیغات محصولات خودشان از سینماگران مشهور استفاده کنند. این استفاده به نحوی به معنای تأیید کالای موضوع تبلیغ از سوی سینماگری است که در آن آگهی تبلیغاتی حضور پیدا کرده است و مردم را به سمت خرید آن کالا سوق می‌دهد یا حداقلش این است که توجه مردم را به آن آگهی تبلیغاتی جلب می‌کند و این اتفاق، در همین حد برای سازندگان آگهی و دارندگان آن بِرَند و نشان تجاری دارای اهمیت است. ۳. منشأ شکل‌گیری شهرت حضور سینماگر در جامعه و معرفی او در رسانه‌های ملی و دیگر رسانه‌ها، منافعی از جمله شهرت را برای سینماگر به دنبال دارد. خودِ این شهرت، منافعِ تبعی دیگری را برای سینماگر در پی دارد. این منفعت به‌صورت نِماءهای تابعه، ضروریِ موضوع قرارداد بین سینماگر و حاکمیت است و این قالب، قابل تحقیق است. یک صورت دیگر منفعت، به‌صورت نماءهای ناشی از صرف و هزینه‌کرد بیت‌المال و بودجه عمومی است. ما می‌توانیم ماهیت سهم حاکمیت دینی در شهرت سینماگران را از بُعد ثانوی و عَرضی هم تحلیل کنیم؛ به این اعتبار که چون سینماگران و افکار و آثار آن‌ها تأثیراتی را بر روی مخاطبان دارد، دولت اسلامی به جهت داشتن جنبه هدایتگری و ارشادی در جامعه، حق و وظیفۀ تحمیل الزاماتی بر سینماگران دارد و هنرمندان و سینماگران هم در مقابل، تعهد به درنظرگرفتن اقتضائات فرهنگی و ارزشی جامعه دارند. اثر این مسئله به‌صورت مقطعی است و بیشتر در قالب قید و حد مطرح می‌شود؛ برخلاف جایی که ما حاکمیت را در شهرت سینماگران سهیم بدانیم. در آنجا حاکمیت، چه به‌عنوان حاکمیت و چه به‌عنوان نماینده مردم، به‌عنوان یک اصیل و یکی از طرفین رابطه، مقررات‌گذاری می‌کند. ۴. الزاماتی از طرف حاکمیت بر سینماگران قابل تحمیل است ما این پیش‌فرض را در مقاله در قالب «امکان‌سنجی بهره‌گیری از منابع مالی حکومت اسلامی در راستای فعالیت‌های نمایشی» مطرح کردیم. ما اگر بتوانیم حمایت از فعالیت‌های هنری را مطابق مبنای مصلحت عامه که مناط اِعمال هدایت از سوی حکومت است در نظر بگیریم، می‌توانیم قائل به امکان بهره‌مندی از منابع مالی حکومت اسلامی برای تولید آثار نمایشی و سینمایی بشویم. قائمی در ادامه صحبت‌هایش گفت: ماهیت این هزینه‌کرد به چه صورت است؟ ارتزاق سینماگران و دریافت وجه از بیت‌المال در قبال تولید آثار سینمایی چه ماهیتی دارد؟ ما در این جا چند احتمال را مطرح کردیم: ۱. ماهیت آن، احسان است. در اینجا چون معاوضه‌ای در میان نخواهد بود، سود مالیِ حاکمیت در اثر حمایت از آثار نمایشی، مالکیتِ درصدی نخواهد بود. اگر ما ماهیت آن را احسان بدانیم، در این جا می‌توانیم در راستای این هزینه‌کرد، برای حکومت قائل به امکان و صلاحیت تقیید و محدودیت‌گذاری بشویم. ۲. ماهیت آن، اجاره است. در این صورت، باز هم می‌توانیم قائل به سهم داشتن حاکمیت دینی در شهرت سینماگران بشویم. در اینجا برخلاف ماهیت احسان، سینماگر حقِ مشارکت در آثار مالی این شهرت را دارد. ما اگر ارتزاق را در قالب اجاره تحلیل کنیم، چون بیشتر در قالب حقوق خصوصی می‌رود و روابط کارگری و کارفرمایی بر آن حاکم می‌شود، آیا حاکمیت می‌تواند در خصوص شهرت سینماگران برخی از منافع را محدود کند و برای آن‌ها محدودیت‌های کاری در نظر بگیرد و آزادی فعالیت آن‌ها را محدود کند؟ در حوزه حقوق مدنی، اگر این کار مغایر با آزادی سینماگر باشد، پذیرفته نیست. در اینجا که حاکمیت سهمی از شهرت سینماگر دارد، به نظر می‌رسد که قابل قبول باشد، گرچه به دلیل تعادل میان حقوق سینماگر و حاکمیت دینی، بهتر است که قید زمانی مشخص و