وب سایت های ایرانی


متدینین تجربه کمی در مواجهه با موسیقی دارند.

مدرسه اسلامی هنر
7 ماه پیش

پژوهشگر فقه اجتماعی، دررابطه‌با برگزاری کنسرت در شهرهای مذهبی عنوان کرد: متدینین تجربه کمی در مواجهه با موسیقی دارند/ ذات هنر، قطعاً ناپسند نیست لید: این موضوع واقعاً باید واکاوی شود که آیا ابزارهای هنری مانند موسیقی، ذاتاً ناپسند است؟ واضح است که نیست. کسی که کوچک‌ترین تجربه‌ای در حوزه موسیقی داشته باشد، مذموم بودن ذات هنر را رد می‌کند. مشکل این است که بسیاری از متدینان، تجربه‌های صحیحی در رویارویی با هنر ندارند. این‌ها تمام تصمیماتشان باتوجه‌به فضاهای تند و هیجانی است که خیلی از مردم عادی هم آن‌ها را نمی‌پسندند، پس موسیقی ذاتاً مذموم نیست. کنسرت هم یک پدیده و رویداد است و به نظر من این پدیده، رویداد و برنامه فرهنگی، مدیریت‌شدنی و ضابطه‌پذیر است. اشاره: کنسرت یا «اجرای زنده صحنه‌ای موسیقی» یا هرچه نامش را بگذاریم، مسئله‌ای شده است برای مشهد مقدس که بسیاری از مسائل مهم‌تر فرهنگی، اجتماعی، هنری و… این شهر را به حاشیه رانده است. در همین‌باره ساعتی را با حجت‌الاسلام علی الهی‌خراسانی که در رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی، دکتری گرفته و سه سطح رسمی حوزه علمیه را در مشهد گذرانده و هشت سال هم پای درس خارج فقه اصول نشسته است و همچنین برای ترجمه مشترک کتاب «فقه امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر» حیدر حب‌الله نویسنده برتر سال 97 در استان خراسان شده است به گفت‌وگو نشستیم تا شاید بتوانیم روزنه گفت‌وگویی در این باره در شهرمان باز کنیم. رویارویی فقها و عالمان دین با موسیقی، پیشینه تاریخی دارد. برایمان توضیح دهید به‌طورکلی برخورد اسلام با موسیقی به چه صورت بوده است؟ دو نگاه به موسیقی در اسلام وجود دارد. اول از منظر فقهاست و دوم از منظر منابع تاریخ و تاریخ تمدنی اسلام است. از منظر فقها، روایاتی وجود دارد در کتب فقهی که از زمان شیخ انصاری به بعد تبدیل به رویه شد. بخشی از این روایات به آوازخوانی و خنیاگری زنانی در دربار حاکمان می‌پرداختند که به «مُغنّیه» معروف بودند و قولی از معصوم (ع) است که فرموده‌اند: «ثمن المغنّیه سُحت»؛ یعنی پرداخت اجرت به زنان آوازه‌خوان، باطل است. عالمان بیشتر این دست از روایات را بررسی کرده‌اند. بر همین اساس حتی در تألیفات شیخ انصاری، شغل مغنی در «مکاسب محرمه» آمده است و سال‌ها نیز همین کتاب در حوزه علمیه تدریس می‌شود، درصورتی‌که در «مکاسب» روایات دیگری هم برای تساهل با موضوع موسیقی وجود دارد اما کنار گذاشته شده است؛ همچنان که در نوشته‌های شیخ انصاری، روایاتی را می‌بینیم که نشان می‌دهد در زمان پیامبر اکرم (ص) هنگام عزاداری‌ها، عروسی‌ها، ورود و خروج کاروان‌های تجاری و… از آلات موسیقی استفاده می‌شده است. این‌ها منظر دوم رویارویی اسلام با موسیقی است که منظری تاریخی است؛ مثلاً در همین نگاه تاریخی که به صدر اسلام بازمی‌گردد، شخصیت بزرگی وجود دارد به نام جناب «عبدالله بن‌جعفر»، همسر بزرگوار حضرت زینب کبری (س) که از سرداران صفین و لشکر امیرالمومنین (ع) بود. عبدا… پدر سه تن از شهدای کربلاست که آن سه تن در روز عاشورا به شهادت رسیدند و محدث هم بودند اما واضح است که این شخصیت، اهل موسیقی بود و در مجالس موسیقی هم شرکت می‌کرد، اما می‌بینیم که در موضوع موسیقی هیچ اشاره‌ای به پسر جعفر طیار نمی‌شود و این بخش از زندگی او مغفول مانده است. به نظر، تاریخ موسیقی در ایران حتی قبل از ورود دین اسلام به این سرزمین هم دور از ابتذال بوده است؟ همین‌طور است. نگاه تاریخی به موسیقی مهم‌تر از نگاه فقهی به آن است. این نگاه که می‌تواند موسیقی را از منظر هنری و زیبایی‌شناسی تحلیل کند، همواره مغفول مانده است. با ورود اسلام به ایران، موسیقی همواره مضامین عرفانی به خود گرفته و در حمد و ثنا و نعت پیامبر اولوالعزم اسلام (ص) بوده است؛ مخصوصاً موسیقی‌های مقامی که اساساً بخشی از آن با این نعت‌ها گره خورده است. به تاریخ موسیقی در ایران و اسلام، در بررسی‌های فقهی، بی‌توجهی می‌شود. در طول تاریخ فقه، کسی در میان فقها نبود که این بخش مغفول را عَلَم کند؟ «فیض کاشانی» بود. او اولین کسی است که علیه نگاه فقهی و گزینشی به موسیقی شورید. یک دیدگاه فقهی وجود دارد که محدود به فیض است – البته بعد از او «محقق سبزواری» هم این نظر را دارد اما بعد از محقق حتی در میان معاصران هم کسی این نظر را ندارد – که می‌گوید: آنچه از مجموع اخبارِ رسیده در آن روشن می‌شود، این است که حرمت غنا و امور متعلق به آن، از اجرت و آموزش و شنیدن و خریدوفروش، همه اختصاص دارد به آنچه به شیوه متعارف و متداول در زمان بنی‌امیه و بنی‌عباس باشد که مردان، پیش آنان می‌آمدند و آنان اباطیل می‌گفتند و با آلات لهو مانند عودها و… آن‌ها بازی می‌کردند نه چیزی که غیر آن باشد. همچنان که فرمایش او به آن اشاره دارد: «بالتی یدخل علی‌ها الرجال.». (الوافی، جلد 3، صفحه 35) یا محقق سبزواری می‌گوید: «در آن اخبار، غنای خاصی ذکر و وارد شده است؛ زیرا آنچه در آن زمان رواج داشته است، غنای لهوی توسط کنیزکان آوازه‌خوان و دیگران در محافل فساد و شراب‌خواری و مانند آن بوده است.». این نگرش بر آن نگاهی که موسیقی را مطلقاً حرام می‌دانست، تأثیر گذاشت. این نگرش به ما می‌فهماند زمینه تاریخی روایات را هم بررسی کنیم و تنها به ظاهر آن اکتفا نکنیم. در میان معاصران، مراجع تقلیدی هم هستند که میان انواع موسیقی، تفاوت قائل‌اند؟ بله، هستند مراجعی که موسیقیِ «مناسبِ مجالس لهوولعب» را حرام می‌دانند اما سه تن از آن‌ها برای این حرمت شاخص تعیین کرده‌اند. آیت‌الله خامنه‌ای می‌فرمایند: موسیقی مناسب مجالس لهو و لعب، آن موسیقی است که «اضلال عن سبیل‌ا…» باشد؛ یعنی موسیقی‌ای که ما را از راه صحیح اخلاقی و دینداری دور کند. اینجا اضلال به امور سهوی اطلاق نمی‌شود. اضلال یعنی تعمد و تلاشی برای گمراه کردن وجود داشته باشد. آیت‌ا… سیستانی، ملاک مناسب مجالس لهو و لعب را «تحریک‌کننده شهوات جنسی» بیان کرده است. مرحوم آیت ا… شاهرودی هم ملاک مناسب مجالس لهو و لعب را «تولید فساد و مناسبت با مجالس اهل فسق و فجور» بیان کرده است. با این شاخص و فاکتور، بسیاری از قطعات موسیقی که در ایران تولید می‌شود، از حرمت خارج می‌گردد. مرحوم ناصر عبداللهی در قطعه «احمدثانی» خود به یکی از